|
135 - مسابقه چهار شاعر زبردست !
چهار شاعر زبردست در مجلسى ، به دور هم نشستند كه عبارت بودند از:
1 - عنصرى (ابوالقاسم حسن بن احمد، از شاعران بزرگ دوره غزنويان ).
2 - عسجدى (ابونظر عبدالعزيز بن منصور از شعراى بزرگ عصر غزنويان ).
3 - فرخى (ابوالحسن على بن جولوغ سيستانى از شعراى بزرگ همين عصر).
4 - فردوسى (ابوالقاسم اديب بزرگ و شاعر سترگ و سخن سراى نامى ايرانى و اسلامى كه
در سال 409 يا 410 هق در سن 80 سالگى از دنيا رفت و قبرش در طوس نزديك مشهد قرار
دارد).
عنصرى و عسجدى و فرخى در شهر غزنين ، در باغى مجلس انسى داشتند، فردوسى در سفر خود،
به غزنين وارد گرديد، اتفاقا خبر ورود فردوسى به سه شاعر نامبرده رسيد، و بين آنها
بگو مگو شد كه آيا فردوسى را به مجلس خود راه بدهند يا نه ؟، سرانجام عنصرى گفت :
ما فردوسى را با گفتن شعر، امتحان مى كنيم اگر خوب به ميدان آمد، او را در مجلس
هميشگى خود مى پذيريم .
اين پيشنهاد مورد قبول واقع شد، با فردوسى ملاقات كردند، پس از احوالپرسى و خير
مقدم ، عنصرى گفت : ما چهار نفر مى خواهيم با هم يك رباعى (دو شعر كه داراى چهار
مصرع است ) بگوئيم ، آن گاه به فردوسى گفت : ما سه نفر هر كدام يك مصرع آن را مى
گوئيم و تو مصرع چهارمش را بگو.
فردوسى قبول كرد.
عنصرى گفت : چون عارض تو، ماه نباشد روشن .
عسجدى گفت : مانند رخت ، گل نبود در گلشن .
فرخى گفت : مژگانت همى گذر كند از جوشن .
(434)
فردوسى بى درنگ گفت : مانند خدنگ گيو در جنگ پشن
(435)
همه شاعران از زيبائى سخن فردوسى و آگاهى او بر تاريخ سلاطين ، و حسن تعبير او در
شعر، كه رباعى را يك رباعى حماسى نمود، تعجب كردند، تا آن جا كه عنصرى ، فردوسى را
نزد سلطان محمود غزنوى معرفى كرد.
(436)
فردوسى در آن جا اشعارى گفت ، كه سلطان محمود، بسيار از زيبائى ظاهر و باطن اشعار
او در شگفت شد، و گفت : مجلس ما را فردوس برين ساختى و بنا به نقل قاضى نورالله
شوشترى ، فردوسى به خاطر همين جمله ، معروف به اين لقب (فردوسى ) گرديد.
(437)
|